X
خاطرات تنبک خانوم...

درباره وبلاگ

آخرين نوشته ها

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آمار وبلاگ


دریافت کد قلب دنبال موس

ن

 



موضوع :

شنبه 11 آبان 1392 توسط مامان یلدا



تاب تاب ....یلدا

قلبسلام عزیز دلم بالاخره تونستم بیام 

الان یکسال و سه ماه داری تو این مدت که نیومدم سر بزنم کلی اتفاق افتاده

١٥ خرداد یه مسافرت رفتیم با دایی و ننه جون اینا رفتیم پیش رها جون . چند روز بعد از اینکه برگشتیم دایی مادر جون تصادف کرد و فوت کرد و همه ما رو شوکه کرد

این روزها یا بهشت زهرا بودیم یا خونه دایی

گریه

تو هم یکی دو هفتس که دیگه راه افتادی ولی مثه جوجه ها راه میری وهی میخوری زمین

نصف شب پامیشی و صدام میکنی مامان مامان شیر

عاشق تاب تاب عباسی و الاگلنگی وهر روز مارو مجبور میکنی ببریمت پارک



موضوع :

يکشنبه 9 تير 1392 توسط مامان یلدا



11ماهگی

سسسسسسسلام عزیزم

بالاخره یه روز زودتر از تو بیدار شدم و ازین بابت خیلی خوشحالم

خنده

نزدیک عیده و شما داری یک ساله میشی .اینقدر کارهات  بامزه است که نگو

انواع رقص و اواز و با تلفن فک زدن و ارایش کردن و ...نمونه ای از کارهاته

شبها که نمیذاری بخوابیم تا صبح هزار بار بیدار میشی بهونه بیرونو میگیری والبته در خونه تکونی کمک هم میکنی   فعلا وقت ندارم سعی میکنم زود بیامهوراقهقهه



موضوع :

سه شنبه 15 اسفند 1391 توسط مامان یلدا



خاطرات اولین پاییز با یلدا1

سلام گل گلی

یه مدته که وقت نکردم بیام از این بابت متاسفم اما سعی میکنم اتفاقات این مدت رو برات بنویسم

 

مهمتر از همه اینکه شما دو روزه که دست دستی میکنی  خیلی بامزه 

دوم اینکه از اول مهر تا الان احوال زندگی خاله جون خوب نیست و من هم خیلی براش نگرانم

 

سوم اینکه دخملم با دو هفته تاخیر بالاخره واکسنشو زد و سرماخوردگیت هم بهتره 

 

چهارم اینکه حتما برمیگردمو عکسای خوشکلتو میذارم

 

 



موضوع :

دوشنبه 29 آبان 1391 توسط مامان یلدا



اولین باری که با یلدا جون رفتیم کرج



موضوع :

جمعه 12 خرداد 1391 توسط مامان یلدا



صفحه قبل 1 صفحه بعد